رابطه هومیوپاتی با علم و فلسفه ۲

آیا هومیوپاتی اساسا علم است؟

هومیوپاتی در قرن ۱۹ تولد و رشد یافته است . دوره ای که علوم تجربی احیا می شوند و مشاهده و تجربه مستقیم اهمیتی موکد می یابند. پزشکی پیش از هومیوپاتی معجونی از روشهای متباین است که در درمان همه بیماریها به یک شکل استفاده می شود و نتایج درمان غالبا رضایت بخش نیست.هنوز تفکر کلیسایی که بیماری را ناشی از گناه یا وجود شر میداند مورد قبول است و بسیاری از درمانهادر واقع اقدام برای خارج کردن این شر یا روح خبیث از بدن است.در واقع پزشکی سنتی است که کورکورانه دنبال می شود چرا تشریح و تجربه مستقیم مورد تکفیر است و در نتیجه تئوری ها و تعاریف پزشکی هم بر حدس و گمان استوار است(مثل توضیح گردش خون در انسان).

ادامه

0

رابطه هومیوپاتی با علم و فلسفه ۱

آیا علم به فلسفه نیازی دارد؟

نظر بیشتر عالمان علوم تجربی در مورد فلسفه چیزی است در حد تلقی بیشتر آدم های ظاهرا جدی از شعرو شاعری.همانطوریکه در نظر خیلی ها شعرو شاعری کار آدم های علاف و بیکار است فلسفه هم به نظر بسیاری از علما معادل سفسطه و کلی بافی است .خیلی ها این واژه ها را با نوعی تحقیر و تمسخر ضمنی بکار می برند و کلا هر دو را زائد و بی ارزش تلقی می کنند.

ادامه

0

تا چه میزان انتخاب پوتنسی در هومیوپاتی باید کنترل شود و آیا قانون اروپایی در این مورد افراط نکرده است؟

خلاصه: علیرغم بحث پیشرونده ،هومیوپاتی بیش از پیش به عنوان یک “واقعیت پزشکی “از سوی پزشکان و بیماران پذیرفته شده است. این فرآیند با افزایش کیفیت ساخت (داروها)،آموزش،تحقیق ونظارت بر هومیوپاتی همراه بوده است. این مقاله بحث میکند که نظارت اروپایی اکنون با این تجویز بدون تمایز که داروهای هومیوپاتی باید در قدرت ۴D(X4) وبالاتر استفاده شوند،افراط کرده است.پوتنسی های پایین ومحلولهای اولیه(tinctuers) جزء لاینفک میراث هومیوپاتی هستند.از این رومحیط نظارتی مانع تحقق یکی از اهداف اصلی خودش میشود وآن در دسترس بودن محصولات بی خطر وبا کیفیت بالای هومیوپاتی است که پزشکان،بیماران و خریداران می خواهند وبه آن نیاز دارند.
کلمات کلیدی: هومیوپاتی، دوز شناسی(psology)، نظارت، امنیت، پوتنسی.

ادامه

0

PROBLEMS IN CASE- TAKING

this article reviews problems in caes taking which always are due to our prejudice; impataince or inexperience

What are our main problems in case-taking?Most of our patients are unaware of their bodies and talk about their illnesses in vague and general words. When we ask them to explain in detail, very often they cannot because they have not thought about it before. They are used to saying “Doctor I have headache or back pain“ and with no other explanation because they assume that is enough for a diagnosis and prescription. They are used to this because in conventional medicine these general symptoms are sufficient for categorizing ‘diseases’ and prescribing drugs. Of course in conventional medicine too the history of illness and observation are both important but no interest is shown to many additional details as is in homeopathy. Even if there is any interest in detailed symptoms, the information would not assist in diagnosis or prescription. So in many cases modalities, concomitants and other details of illness are expressed vaguely other than in cases of patients who are by nature good observers who then give their symptoms in very clear and objective characteristics of pain or time etc.

ادامه

0